السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

139

تفسير الميزان ( فارسي )

مىكند ) و در اين التفات دو نكته در نظر بوده : يكى اينكه آنجا كه مقام اقتضاء دارد به عظمت خداى تعالى اشاره اى بشود ، در آنجا به جاى ضمير « ما چنين و چنان مىكنيم » اسم جلاله « اللَّه تعالى » را بياورد ، همين كه اين غرض تامين شد ، دوباره به سياق اول كه سياق اصلى بود بر گردد ، هم چنان كه در اين آيات دوباره به سياق اصلى برگشته ، مىفرمايد : * ( « سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ » ) * « 1 » ، نكته دوم اشاره به قرب حضور خداى تعالى و محجوب نبودنش از وضع بندگان اشاره مىكند كه معناى ولى مؤمنين هم همين است . * ( « وَعْدَ اللَّه حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّه قِيلًا » ) * در اين جمله ، وعده خداى تعالى را در مقابل وعده اى كه قبلا از شيطان آورد ذكر نموده ، آنجا مىفرمود : وعده شيطان چيزى به جز غرور نيست و در اينجا مىفرمايد : وعده خداى تعالى حق و گفتار او صدق است . * ( « لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَلا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ » ) * در اين آيه شريفه ، به آغاز سخن برگشت شده و كانه مىخواهد از گفتار مفصلى كه تا كنون آورده بود خلاصه گيرى كند . آرى از اعمالى كه در آيات قبل ، از بعضى مؤمنين حكايت و از اقوالى كه از آنان نقل فرمود و از اصرارى كه آنان به رسول خدا ( ص ) مىكردند كه رعايت جانب آنان را بفرمايد و در مواقعى كه بين آنان و ديگران نزاع و مشاجره اى رخ مىدهد ، آنان را عليه ديگران معاضدت و مساعدت فرمايد ، اين معنا بطور خلاصه به دست مىآيد كه مؤمنين اينطور فكر مىكرده‌اند : حال كه ما ايمان آورده‌ايم ، حقى بر خدا و پيامبرش پيدا كرده‌ايم و بر خدا و رسول واجب است كه رعايت احترام ما را نموده ، جانب ما را رعايت كنند و هر زمان كه بين ما و ديگران مشاجره اى رخ دهد از ما طرفدارى كنند ، چه اينكه ما بر حق و آنان بر باطل باشند و چه ما بر باطل و آنان بر حق باشند و چه اينكه طرفدارى از ما عدالت باشد و يا ظلم باشد ، اين طرز تفكر عينا همان طرز تفكرى است كه پيشوايان ضلالت و اطرافيان آنان و رؤساى جور و قوم و خويش و اذناب آنان دارند ، يك فرد طاغوتى را اگر در نظر بگيريم مىبينيم هم به زير دست خود منت مىگذارد و هم به ما فوق خود و در عين اينكه در برابر ما فوقش خضوع و كوچكى نموده دستوراتش را اطاعت مىكند ، در عين حال خود را مستحق احترام او مىداند و توقع دارد كه رئيسش به او احترام نموده ، رعايت جانبش را بكند و اگر وقتى با ديگران نزاع و مشاجره كرد ،

--> ( 1 ) ما به زودى آنان را داخل بهشت خواهيم كرد .